فرجام

شعر، ترانه و فکرهای مکتوب

Archive for فوریه 2016

خشم

leave a comment »

خشم زاده‌ی هم آغوشی ترس است و ضعف. فرزندی که میراث کاستی‌های والدینش را پشت آتشی که می‌فروزد پنهان می‌کند. خشم از جان ما می‌خورد و جان می‌گیرد و بر ما سوار و مسلط می‌شود. خشم راه نفس را بر جان ما می‌بندد با حرام کردن بوسه و آغوش و جانِ بی‌نفسی می‌شویم پر از توفان و تافتن. ما خشم را در آغوش می‌گیریم و او مثل دوالپایی ما را زیر پا می‌گیرد و می‌راند و می‌میراند.

و خشم از جایی به بعد هم‌زاد ما می‌شود. همان جا که می‌فهمی ناچاری از کشتنش. و یا تو خشم را می‌کُشی یا او تو را. اگر که بجنگی تا برنده‌ای بیرون آید جای عمری جنگ و گریز. و آن که دیگری را کشته و جنگ را برده، تو یا خشم، تا ابد چیزی از دشمن کشته‌اش، از هم‌زادش، در جانش باقی می‌ماند و همیشه جایی هست که بشکفد و بشکافد و بیرون بریزد. این نشانه‌ی آدم‌های سابقاً خشم‌گین است، یا خشم‌گین‌های سابقاٌ آدم، که ناگهان ممکن است آتشفشان شوند، یا ابر بهار.

در تلگرام:
@farjamc

Advertisements

Written by فرجام

فوریه 29, 2016 at 10:51 ق.ظ.

نوشته شده در نوشته ها

بنشینم و صبر پیش گیرم

with 2 comments

هفت ماه است که اینجا خاک می خورد. هفت ماهی که سخت‌ترین توفان بر من گذشت. مدتی یادم رفته بود این‌جا را. مدتی دلم نمی‌رفت به نوشتن. مدتی عقلم گفت ننویس و صبر کن و مدتی دستم کوتاه شد از این‌جا.
من ۴۲ سال دارم الان. بیش از نیمی از این راه را شعر نوشته‌ام و تا امروز کسی به غیر از شوخی از من نشنیده بگویم که شاعرم. شعر، منظورم غزل است دقیقاٌ، مجبور و محدودت می‌کند. انگار باید در فضایی بسته و کم، بی اجازه برای کم و بیش بودن معجزه کنی. باید صبور باشی و واژه‌ها برایت حکم کیمیا پیدا کنند. من امروز جرات می‌کنم بگویم که شاعرم و ویژه‌ترین گفتنی‌هایم را فقط در شعرهایم می‌گویم و مثل شعرهایم زندگی می‌کنم و سربلندم از این که شدم. و شرمی ندارم از آن‌چه بودم. راستی بگذارید بگویم من که بودم:

مردی پر از ایمان که من بودم
آن کودک شیطان که من بودم

غم در گلویم خشم می‌سایید
پشت لبی خندان که من بودم

آتشفشانی بغض در سینه
در عصر یخ‌بندان که من بودم

بودم زمین‌گیر هوای خود
یک آسمان زندان که من بودم

دور از هوای پاکِ دنیا شهر
آلوده‌ی تهران که من بودم

در اوج نفرت عاشقت باشند
این درد بی‌درمان که من بودم

پای وفا من آبرو دادم
ننگ وفاداران که من بودم

بین هزار انسان بی‌فرجام
فرجامِ یک انسان که من بودم

راستی من نوشته‌هایم را در تلگرام هم منتشر می‌کنم. علیرغم بی‌قوارگی‌هایی که قبول دارم دارد

telegram.me/farjamc

Written by فرجام

فوریه 8, 2016 at 12:14 ق.ظ.

نوشته شده در ترانه ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: