فرجام

شعر، ترانه و فکرهای مکتوب

Archive for ژوئن 2014

درجام

with one comment

نامت فرجام که باشد می‌فهمی فرجامِ کسی بودن چه سخت است و فرجامِ کسی شدن چه غریب. صبر می‌کنی بر پیوست شدن به ابتدای نام کَسانت.

من با شرابِ نابِ تو از دست می‌شوم

در پیچ و تابِ قامتِ تو، مست می‌شوم

 

مستانه در زلال تنت غوطه می‌خورم

چون دُرد سجده می‌کنم و پست می‌شوم

 

در تار و پودِ جمعِ اسیرانِ جامه‌ات

آن رشته‌ای که از همه بگسست می‌شوم

 

مستیِ مستدامِ مرا عهد می‌کنی

عهدی که دل در آن نتوان بست می‌شوم

 

از سرد و گرمِ قصه‌ی در برگرفتنت

جامی که پر تَرَک شد و نشکست می‌شوم

 

می‌گیرمت به دست و دلم گرم می‌شود

می‌نوشمت ز جام و تهیدست می‌شوم

 

می‌ریزمت به جانم و فرجام می‌شوی

بر ابتدای نام تو پیوست می‌شوم


 

Advertisements

Written by فرجام

ژوئن 8, 2014 at 10:39 ب.ظ.

نوشته شده در نوشته ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: