فرجام

شعر، ترانه و فکرهای مکتوب

Archive for نوامبر 2012

آفریدن

with 2 comments

آفریننده کارش آفریدن است و نیازش آفرین شدن. تا بوده همین بوده . اما انگار فرق هست میان خلق کردنی که دیگرانی را دارد برای ستودن و خلق کردنی که ندارد. فرق هست میان آفریننده‌ای که می‌آفریند تا ستوده شود و آفریننده‌ای که می‌آفریند تا آسوده شود. فرق است میان آفریننده‌ای که به خودش ایمان دارد و آفریننده‌ای که به مخلوقش. خالقی که عاشق خویش است و خالقی که عاشق مخلوقش.

خالقی که عاشق خود شده تره هم خرد نمی‌کند برای خوش آمد یا نیامد دیگران و دیگری از خلقتش. همین که هست و می‌آفریند نعمت و غنیمت است برای روزگاری که حتمن کم دارد از فهمیدنش. خالق خود شیفته زبان به گلایه می‌گیرد از کج فهمی روزگار و ته دلش قند آب می‌شود از درک یگانه‌ای که دارد از آن چه می‌آفریند و هیچ کس درکش نمی‌کند، حتی گاهی ازجمله خودش. خالق خودشیفته مخلوقش را چون باری زمین می‌گذارد و خلاص می‌شود. شک ندارد روزی می‌رسد که مخلوقش کشف می‌شود و قدرش شناخته. و آن روز، خالق خود شیفته بر گرده‌ی مخلوقش نشسته و پادشاهی می‌کند.

خالق عاشق اما دل ندارد بی‌مهری و بی کسیِ مخلوق را ببیند. جگرش می‌سوزد از مهجوریِ جگر گوشه‌اش. از درد و گردی که گرد آفریده‌اش را گرفته و این همه‌ که از نتوانستن اوست. خالق عاشق آبستن مخلوقش می‌شود و بارش را که زمین می‌گذارد این تازه اولِ عشق است. فرزندی که نیک و بد خودش و شور و شیرینِ بختش به گردن توست. فرقی نمی‌کند روزگار تلخی کند یا شیرینی. آفریننده مادر است و آفریده فرزند. جان شیرین است و شیره‌ی جان. عزیزترینِ روزگار است حتی اگر عزیز روزگار نباشد. که اگر باشد، یا اگر بشود، چون مادری یا پدری پیر، میانِ آفرین گویان می‌ایستد و با شوق آفریده‌اش را برانداز می‌کند و لذت این لحظه یادش می‌برد که آفریننده کیست.

خالق اگر عاشق باشد باری را بر زمین می‌گذارد که می‌تواند، نه آنچه روزگار می‌خواهد. حتی اگر فرزندش وصله‌ی ناجور زمانه باشد. حتی اگر بسوزد از این وصله‌ی ناجور. حتی اگر این وصله‌ی ناجور خودِ زمانه باشد. آفریدن فرزندی به شمایل مرسوم روزگار کار خالق عاشق نیست. چه عاشقِ خود باشد، چه عاشقِ مخلوق. اما خالقِ عاشقِ مخلوق بودن، آن هم در روزگار بد، بد مصیبتی است.

Advertisements

Written by فرجام

نوامبر 17, 2012 at 11:42 ب.ظ.

نوشته شده در نوشته ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: