فرجام

شعر، ترانه و فکرهای مکتوب

مشت زنی

with 14 comments

فارست گامپ را نمی دانم دیده اید یا نه. از فیلم های زندگی من است. قصه آدمی ساده تر از زندگی که ته زندگی را در می آورد. فارست حسرت و آرزوی من است. نگاهش اسیر هیچ پیچیدگی و سختی نیست. آرام است و ساده و صاف. من فارست گامپ را نمی دانم چقدر دوست دارم.

گاهی زندگی می شود مشت زنی. مشت زنی با حریفی بی رحم و گردن کلفت. خواه اسمش زندگی باشد یا آدمی میان زندگی. می اندازدت گوشه رینگ و می زند. چپ و راست و سریع و سنگین. بی توقف و بی رحم و پشت هم می زند. نه وقت می ماند نفس بکشی نه ناله کنی نه فرار کنی و نه دفاع. تنها چاره هر ضربه رسیدن ضربه بعدی است. بزرگترین بلایی که گوشه رینگ سر آدم می آید این است که قدرت فکر کردن را از دست می دهی. دست هایت جمع نمی شود برای حمله یا دفاع. پاهایت فرمان نمی برد و فرمان نمی دهد حتی برای فرار. این جاست که شمارش معکوس برایت آغاز می شود اگر سپر نشوی برای سرت. اگر نتوانی خودت را جمع کنی برای فکر کردن. فرجامت ضربه فنی است یا ضربه مغزی.

وقتی توانستی زیر دست هایت پنهان شوی و بتوانی فکر کنی، زیر ضربه های پشت هم که سرت را هدف گرفته و فرود می آید بر بدنت، تازه می توانی شروع کنی به بیرون آمدن از گوشه رینگ. می توانی راه پیدا کنی. جا خالی بدهی. خودت را زمین بزنی و نفسی بگیری برای دوباره بلند شدن. فرار کنی و دور رینگ بدوی. تو هم خودت را جمع کنی و ضربه بزنی. فکر کنی به این که کجا بزنی که کاری باشد. کجا بزنی که کاری تر باشد. قوایت را جمع کنی تا دوام بیاوری و ببری و نبازی. این که کدام را انتخاب می کنی و چقدر درست انتخاب می کنی بسته به این است که گوشه رینگ چقدر توانسته ای ذهنت را دور از ضربه ها نگه داری. چقدر تحمل داشته ای و چقدر توان. بسته به این است که بفهمی این ضربه های پشت هم فقط درد ندارند. هیجان و تپش می آورند و کورت می کنند. آن قدر کور که به تنها چیزی که فکر نمی توانی بکنی اصل داستان است. این که بتوانی فکر کنی به چیزی بیش از برد و باخت. به بهای برد و بهای باخت. به این که حساب کنی باختن چه خواهد گرفت و بردن چه خواهد داد در این جنگ وحشیانه که اسمش زندگی است یا رابطه یا رفاه یا عشق یا کار یا هوس یا خوشبختی یا هر بهانه دیگری. فکر کنی به این که شاید یک راه هم این باشد که دستکش هایت را در بیاوری و پرت کنی وسط میدان و از رینگ بیرون بروی. بهای بیرون رفتن از میدان همیشه معلوم است. اما ضربه های پشت هم گاهی نمی گذارد بفهمی بهای ماندن میان رینگ برای تو چقدر است. گاهی ضربه ها برای همین پشت هم به سر و صورتت می آید. گاهی زندگی یا آدمی در زندگی از مشت زدن یا مشت خوردن تو بالا می رود. بردن یا باختن تو فرقی نمی کند. باید کسی باشد که بزند یا بخورد. و هر قهرمانی هر چه قدر هم قهرمان باشد، تا ضربه فنی یا ضربه مغزی اعتبار و محل و خریدار دارد. برنده بازی گاهی بازی گردان است نه بازیکن. گاهی حتی بردن تو یعنی ساقط شدن دیگری.

فارست گامپ در لحظه ای بی اندازه نا امید شروع می کند به دویدن. ماه ها می دود و جماعتی هم به دنبالش. می شود خبر و نماد و نشانه. می شود معنی دویدن. اما جایی در اوج، می ایستد، به خودش و اطرافش نگاه می کند و بی آن که شرم کند از این همه راه دویده و این همه آدم در پس و پیش، می فهمد که این دویدن دیگر بس است. بی هیچ حرفی قیچی می زند و آرام برمی گردد به خانه. فارست گامپ حسرت و آرزوی من است. حسرت و آرزوی این روزهای ذهن مشت خورده من.

Advertisements

Written by فرجام

نوامبر 24, 2010 در 12:11 ق.ظ.

نوشته شده در نوشته ها

14 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. فرجام جان خیلی‌ حسّ آشنایی بود برای من ، ولی‌ نوشته‌هات بیشتر راکی بود تا فارست گامپ:))

    leila

    نوامبر 24, 2010 at 2:00 ق.ظ.

  2. Salam fogholade bood mesle hamishe, vali inbar hesse ashnayee ro ke barha va barha mikhastam faryadesh bezanam ro be behtarin nahve momken bayan kardin,

    ejaze daram nevesheteye shoma ra be esme khodetoon ba groohi az dooatan share kpnam?

    sharareh

    نوامبر 24, 2010 at 1:43 ب.ظ.

    • فارست گمب پر از ناتواني بود و خيلي از ماها پر از توانايي!
      او را كسي به حساب نمي آورد و بعضي از ما همه را هيچ مي پندارنيم!
      فارست گمب فقط يك نفر راداشت و تازه او راهم نداشت و ما از داشتن گاها» خسته ايم!
      …. اما فارس گمب عشقي داشت عميق و قوي بيش از ناتوانايي هايش ، بي كسي اش، و بعضي از ما اين را كم داريم!
      او همه كار كرد ، دويد و ايستاد ، جنگيد و نجنگيد، باخت و برد ، صبر كرد و صبر كرد …اما در تمام ِ لحظات عشقش او را راه مي برد حتي زماني كه جماعتي به دنبالش بودندو هر كس به دليلي…..
      خيلي از ما ها ميدوند تا جماعتي به دنبالشان بدوند، فارغ از آني كه كعبه و بتخانه بهانه است ….

      حسن

      نوامبر 24, 2010 at 2:15 ب.ظ.

    • حتی می شود گفت فارست گامپ یک فیلم است. یک نفر دارد فیلم بازی می کند. مثل من

      فرجام

      نوامبر 24, 2010 at 2:22 ب.ظ.

    • نوشتته برای همین کار است دوست من

      فرجام

      نوامبر 24, 2010 at 2:24 ب.ظ.

      • حساب دفعاتی که پاراگراف آخر رو خوندیم و حال کردیم از دستمون در رفته . شما محشر و عمر و زندگی میباشی . در جریانی اونوقت ؟

        آناهیتا / آلوچه خانوم

        نوامبر 24, 2010 at 8:37 ب.ظ.

  3. گاهی مشت می خوری ، به همه ی راه های مبارزه و فرار هم میندیشی بعد میبینی نه اینی که میزند را نه میشود زد نه می شود رد شد از کنارش. تقدیرت مشت خوردن است خود فارست هم اگر از جینی مشت میخورد میرفت؟
    ما آدم های باهوشی هستیم شاید نه مثل او که نیود اما مثل او میدانیم عشق چیه.

    سوده

    نوامبر 25, 2010 at 2:31 ق.ظ.

  4. عالی بود، یکی دو ماهی بود پستی به این خوبی نخوانده بودم، حرفهایت مثل مشت می‌خورد توی کله آدم!

    هارمونی

    نوامبر 25, 2010 at 8:14 ب.ظ.

  5. نميدونم چرا هر چي جا خالي ميدم باز هم مشت از يه طرف ديگه مياد ؟! جواب سوالات منو در مطلب قبليتون نداديد ولي خوبه كه جواب برخي از دوستان رو در اينجا داديد و از قضا يكي از پاسخها در مورد سوال من هم بوده البته مربوط به مطلب قبليتون ميشده نه اين .

    اميد كه حداقل شما خوب جا خالي بديد

    Khatereh

    نوامبر 27, 2010 at 10:15 ق.ظ.

  6. پس چي شد اين نظر من ؟؟؟!!!

    Khatereh

    نوامبر 27, 2010 at 10:21 ق.ظ.

  7. وقتی جنی به فارست میگه شجاع نباش , وقت خطر فقط بدو .. آخرش بود برام .. واقعا لمسش کردم

    مهتا

    نوامبر 27, 2010 at 4:57 ب.ظ.

  8. نوشته حسهای مشترک زیادی رو برام ایجاد کرد. به نظرم این فیلم همه اونهایی ست که رسم مبارزه به شیوه مدرن رو بلد نیستند……….

    سروشان

    نوامبر 28, 2010 at 5:57 ب.ظ.

  9. نوشته تون رو دوست داشتم. به نظرم این فیلم به همه کسانی که رسم مبارزه در این دنیا رو بلد نیستند تعلق دارد………

    سروشان

    نوامبر 28, 2010 at 5:59 ب.ظ.

  10. فرجام راجع به یک چیز ننوشتی! …اینکه ضربه های مشت محکم باشد یا خیلی محکم؟ من هم اسیر این رینگ شدم اما فقط می خورم..می خورم..می خورم تا هنوز!

    پیمانبرنجی

    دسامبر 4, 2010 at 4:53 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: