فرجام

شعر، ترانه و فکرهای مکتوب

طاقت

with 5 comments

چگونه طاقت بیاورم؟ چگونه تحمل کنم؟ … می گویی جواب این را بده اگر راست می گویی. من نگفته ام می دانم. نگفته ام راست می گویم. فقط دردی داشته ام و کشیده ام و سعی می کنم خجالت نبرم از بلند روایت کردنش، شاید هم قصه ای را از هم درد شدن رها کنم. جواب این را هم که می پرسی، با آن چه می فهمم می گویم. اما یادت باشد! این ها دانش نیست. این ها تلخی دردهای مانده در جان است. دردهای مثل هم است. همین است اگر میبینی به جانت می نشیند گاهی. همین!

از این جا شروع نکن که قوی باشی و کم نیاوری و تاب بیاوری. از این جا شروع کن که بفهمی. از دردت شروع کن. دردت را بشناس.مشکلت را پیدا کن. مشکل یک جور مرض است و طاقت یک جور مسکن. مسکن درمان بیماری نیست. تحمل مال وقتی است که دردت سر و تهی دارد که می دانی و می شناسیش. تحمل ظرفی است که بیش از بارش درد جا داشته باشد. اگر نه که هر ظرفی وقتی و جایی پر می شود و لبریز می شود و سر می رود. هر ظرفی حتما با چیزی می شکند. اگر ظرف می گذاری زیر چکه دردت بگذار. اما ظرفت اندازه این کار باشد و مال این کار باشد. اگر نه فقط ظرفت را شکسته ای و وقتت را باخته ای.

گاهی تحمل خوب است که چکه های دردت جمع نشود و آب زندگیت را نبرد. گاهی چکه ها آن قدر کم است که ظرف کوچکی بس است برای مهارش. گاهی سوراخ آن قدر کوچک است که ظرفی بس است برای رسیدن به ترمیم و درمانش. گاهی تحمل خوب است برای یافتن و کندن ریشه درد. اما سقف ریخته را با کدام ظرف می خواهی چاره کنی؟ چکه روز و شب یک بند را با کدام ظرف؟ گاهی درد آن قدر بزرگ است که تحمل هم به ثانیه ای خرد می شود زیر بارش. گاهی آن قدر مدام و سمج است که هر چه هم کوچک، آخر از پا درت می آورد و هیچ تحملی هم حریفش نیست. پس وقتی تحمل کن که جای تحمل کردن است. آن وقت باید قوی باشی و کم نیاوری و تاب بیاوری تا درد بگذرد و شب بگذرد و تب بگذرد.

آن وقت اما که دیدی تحمل چاره نیست و ظرف کوچکی است و ظرف بی ربطی است، بنشین و کمی فکر کن. همین. وقتی تحمل چاره نیست تامل کن. تفکر کن. به جای دفاع حمله کن. به جای تحمل به دردت حمله کن و از شکل بیاندازش. اگر از چیزی و کسی دریغ شده ای فکر کن به این که آن تو نبوده و آنش نبوده ای و اگر نبوده ای درد برای چه؟ اگر باخته ای فکر کن که قدر برنده شدن نبوده ای و کار داری هنوز و افسوس را عبرت کن. اگر زخم خورده ای و از پشت خورده ای فکر کن به سادگی و پشت کردنت، تا تحمل نکنی درد نامردی خوردن را. و یادت باشد که خودت را گول نزنی.

ممنون که این چند خط را طاقت آوردی. سر و تهش حرفش معلوم بود و آدمش هم. اگر حرص می خوری از خواندنش هم بی خود تحمل می کنی. فکر کن به این که چرا این جا آمده ای که چیزی بخوانی و حرصش را بخوری. این طور شک نکن که طاقتت تاق می شود و چیزی از دهانت در می رود پای این نوشته. گفتم که تحمل همیشه چاره نیست. گاهی تامل کن به جایش. دردت را از شکل بیانداز به جایش.

Advertisements

Written by فرجام

نوامبر 6, 2010 در 9:45 ب.ظ.

نوشته شده در نوشته ها

5 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. اين پست اينقدر فوق العاده بود كه طاقت نياوردم به يك لايك بسنده كنم.
    اين جمله‌هاي كوتاه، همش ذره ذره مثل پتك ميكوبه تو سرم. اين فهميدن، درد، تلخي، تحمل، تامل، طاقت، …

    چقدر خوب نوشتي

    فرشته

    نوامبر 7, 2010 at 9:27 ق.ظ.

  2. گاهي فكر ميكنم آدمها خيلي پوست كلفت تر از اين حرفها هستند و طاقتشون هم خيلي بيشتر از اون اندازه ايه كه فكر مي كنند ، اينو فقط تو شرايطي كه مجبور به تحمل اند ميشه ديد و يافت .

    تاب آوردم و حرص هم نخوردم ، اميدوارم حرف معلومت براي آدم معلومت طاقت فرسا نباشه !

    Khatereh

    نوامبر 7, 2010 at 11:56 ق.ظ.

  3. گاهی آن قدر مدام و سمج است که هر چه هم کوچک، آخر از پا درت می آورد و هیچ تحملی هم حریفش نیست.

    آورا

    نوامبر 7, 2010 at 6:18 ب.ظ.

  4. عالی مینویسی آقای همخونه
    و علیکم السلام

    گلیاد

    نوامبر 7, 2010 at 10:38 ب.ظ.

  5. چقدر روون مینویسی مرد
    خوندن نوشته هات آرومم میکنه اونقدر که بسادگی اشکم در میاد پس به جای زبان منطق و عقل» سلامی با دل تقدیمت میکنم»
    موفق باشی و مانا .
    فعلا

    فرح

    نوامبر 10, 2010 at 11:22 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: