فرجام

شعر، ترانه و فکرهای مکتوب

هنر ترک کردن

with 21 comments

همه ما وقتی درگیر بوده ایم شاید. درگیر خواسته ای که از دست رفته و در دل مانده. همه ما مزه گسش را همیشه در ذهنمان داریم: چیزی را که می خواستی دیگر نداری و نمی توانی باور کنی. نمی خواهی و نمی توانی.

ترک کردن و ترک شدن شاید وحشتناک ترین اتفاق دنیاست. اما وحشتناک تر از آن وقتی است که درد ترک کردن را کشیده ای و هنوز ترک نکرده ای، هنوز ترک نشده ای. از وقتی می گویم که دیگر مهم نیست چرا و چگونه و چطور رسیده به این سر بزنگاه. از وقتی می گویم که آوار ترک کردن و ترک شدن بر سرت می ریزد و باید بتوانی یا زیر آوار نمانی یا از زیر آوار سر بر آوری. از زنده ماندن و زندگی بعد ترک کردن می گویم.

مسخره است برای آدم خرد و خسته و خورده به بن بست نسخه نوشتن. این هم نسخه نیست. یک روایت است که شاید جایی به درد کسی بخورد، حتی خودم و همین بس است شاید. اگر وقت ترک کردن است یا ترک شدن یادت باشد فقط یک اشتباه را نباید مرتکب شد، این که چشمت و دلت با هم نروند و بی هم بمانند.

وقتی می رسی به لحظه پایان، بلند شو، چشمت را بردار از خواسته ات، دلت را هم. و با خودت قرار بگذار که تقسیم شوی به پیش و پس از آن. اگر پایت بلرزد برای یک لحظه برگشتن، برای دوباره نگاه کردن، برای یک نفس بیشتر از هوایی که پریده و بریده، همان جا بدان باخته ای و ترک شده ای و ترک نکرده ای. ترک کردنی که بیش از یک لحظه طول می کشد ترک کردن نیست. آغاز ترک خوردن است. اگر کسی جایت گذاشته تو جا نمان. اگر بمانی به امید معجزه دیگر مانده ای. ماندن یعنی گندیدن. حتی اگر اهل ترک کردن نیستی اهل ترک شدن هم نباش. چشم و دل و دستت را با هم ببر از جایی که لیاقتت را ندارد. چیزی را جا نگذار. ترک کردن طوفان کاملی است که باید فقط یک لحظه طول بکشد. بیشتر از آن را فقط می شود گفت خودزنی. ترک کردن وحشتناک ترین هنر دنیاست در این دنیای وحشتناک. اما نه وحشتناک تر از ترک شدن و ترک نکردن. دنیا همیشه برای تو بیش از یک قصه دارد برای گفتن. هیچ وقت گوش هایت را نبند از قصه نو شنیدن.

فرق فهمیدن و نفهمیدن این چند خط، فرق باختن یک عمر است به جرم یک رابطه با ماندن و بودن بعد یک فاجعه. امیدوارم هیچ کس این چند خط را لازم نباشد بفهمد.

Advertisements

Written by فرجام

آوریل 23, 2010 در 7:25 ب.ظ.

نوشته شده در نوشته ها

21 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. لازمه که این چند خط رو همه بفهمند
    ترک ترک کردن
    ترک کردن ترک

    سعید

    آوریل 23, 2010 at 7:33 ب.ظ.

  2. ترک کردن نیست. آغاز ترک خوردن است
    .
    .
    .
    واقعيتي که ..
    ممنونم
    واقعا ملموس بود
    .
    .
    رها

    rahaazman

    آوریل 23, 2010 at 7:49 ب.ظ.

  3. leh mikoni aadamo be neveshtat farjaam,,miari joloye cheshme adam hameye ettefaghaye omresho ba hameye dardesh !!! toofani bood kheili cheshidi ke mitooni injoor benevish !

    leila

    آوریل 23, 2010 at 8:39 ب.ظ.

  4. wow…wow!

    اگزیستانسیال

    آوریل 24, 2010 at 10:09 ق.ظ.

  5. ترک کردن نیست. آغاز ترک خوردن است…
    عالی ! مرسی

    آنجل

    آوریل 24, 2010 at 12:08 ب.ظ.

  6. عالی بود. عالی… مرسی واقعا

    رعنا

    آوریل 24, 2010 at 3:21 ب.ظ.

  7. ای ای ای چه گفتی و نوشتی که زدی به خال ِ آخر. اما چه خوب که نوشتی این نوشته را آدم دوست داشت خودش بنویسد اینقدر که از همه ی خودت بود همه ی ویرانی های آدمی… ویران کردی آقا پسر مارا…ویران…

    پیمانبرنجی

    آوریل 24, 2010 at 4:16 ب.ظ.

  8. دقیقا پیمان از اون وقتاییه که ادم درب و داغون می شه و همینطور حسودی اش می شه که کاشکی اینو من نوشته بودم .

    آناهیتا

    آوریل 24, 2010 at 4:47 ب.ظ.

  9. مهم تر از این که کی نوشته اینه که اونی که باید بخونه می خونه. دل همه مون گمونم یه جای مشخص تیر کشیده. چه وقت نوشتنش . چه وقت خوندنش

    فرجام

    آوریل 24, 2010 at 6:19 ب.ظ.

  10. سلام .بسیار زیبا بود.برای کسی چون من که هنوز چشم ودلش ترک نکرده ولی ترک شده خیلی با معنی بود .جان تازه ای به من داد برای ترک واقعی نه خود را گول زدن.
    مرسی مرسی و باز هم مرسی دوست عزیز

    sabora

    آوریل 25, 2010 at 7:15 ق.ظ.

  11. سلام فرجام جان. سر کوجه با سعید بودم دیدمت.
    حتما» کسی باید ترک شود تا چنین غمگین رنج دوری را آواز دهد.ولیکن:
    کاش همه مرا ترک کنند نا ترک کنم من کسی را.
    آخر مگر می شود دل را برداشت و برد مانند بنفشه ها ….
    می شود از عشقی دور شد. یا که پذیرفت فقدان شکوفه اش را.حتی آب شدن یخ توهمش را…. اماهرگز نمی شود دل کند ازمعشوقی اگر بواقع عاشق شوی.
    رد پایش پس از سالها باقیست در دیوار ترک خورده عاشق
    نمی گویم بمان و بگند. که معشوق را شاید بیآزاری
    نه. با عاشق بمان و با رقص دلت چشم ها را ببر .
    که ترس حتی ترس ترک شدن پا را میلرزاند ای دوست .

    حسن

    آوریل 27, 2010 at 8:08 ق.ظ.

  12. لعنتی! آنچنان میزنی به هدف که هیچ جوری نمیشه جا خالی داد

    آورا

    آوریل 30, 2010 at 8:46 ق.ظ.

  13. هنوز از خواندنش سیر نشده ام. .

    ساسوشا

    آوریل 30, 2010 at 4:49 ب.ظ.

  14. اینو چن روز پیش خوندم اما امروز برگشتم و چن بار خوندم و کلی درس بهم داد.شاید باور نکنی که این چند خط خیلی خیلی بهم کمک کرد…
    یه دنیا ممنونم ازت

    من

    مه 5, 2010 at 7:49 ق.ظ.

    • قرار بود همین کار رو بکنه رفیق.

      فرجام

      مه 5, 2010 at 3:20 ب.ظ.

  15. سلام اقای فرجام ، دوستی روزگاری برای درمان من این نوشته را فرستاده بود حالا که شفا یافته ام برای استفاده دوستانی با درد مشترک به گمان اینکه نوشته همان دوست است با ذکر نام او گذاشتم در وبلگم ، امروز الوچه خانوم عزیز نویسنده اصلی مطلب را که شما باشید به من معرفی کرد . من هم در وبم تصحیح کردم نام نویسنده مطلب را کهشما باید . به هر حال در حق من این نوته مثل معجزه عمل کرد و همیشه دعاگویتانم . باز هم عذر می خ.اهم.

    Baharehnrahnama

    اکتبر 3, 2010 at 12:43 ق.ظ.

    • بهاره عزیز ما. امانت داری و بزرگی خودت نمایان است میان کاری که شده و رفتاری که کرده ای. ممنون و خوب باشی

      فرجام

      اکتبر 5, 2010 at 12:37 ب.ظ.

  16. عالي!اما كاش به همين سادگي مي شد.

    سابينا

    اکتبر 3, 2010 at 1:36 ب.ظ.

  17. نوشته ات را چندین بار خواندم…این طوفان کاملی که می گویی من را شکسته.به قول خودت دارم می گندم.کار از تَرَک گذشته.زیر آوارم!
    نوشته ات را با دستخط خودم نوشتم تا هرلحظه دیدم دارم انتظار معجزه را می کشم بخوانمش…
    سپاس…خیلی…

    آدمک

    اکتبر 3, 2010 at 9:39 ب.ظ.

  18. خواندم و گریستم… از درد ترک شدن. از درد ترک خوردن. چه قشنگ گفتی. چه قشنگ گفتی…

    هدی

    اکتبر 9, 2010 at 10:10 ق.ظ.

  19. aaaaaaaaaaaaaali bud, aaali

    marzieh

    نوامبر 19, 2010 at 11:58 ق.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: