فرجام

خونه مجردی آقای همخونه سابق

تو مسئول گلت هستی

با 7 دیدگاه

ورودی نوشتن این صفحه را بسته اند و به مکافاتی بعد دو روز بازش کرده ام. نمی دانم باز هم باز بشود برای باز هم نوشتن یا نه. اینجا انگار فکر کردن هم قدغن است. چیزی که هنوز ننوشته ای را هم قضاوتش کرده اند که نباید نوشته شود. بگذریم….

من روی مردی که خلبان بود و قصه ای نوشت درباره شازده کوچولویش تعصب دارم. روی خلبانی که مثل شازده کوچولویش روزی گم شد، با هواپیمایش. روی طرح های مدادی گوسفند توی جعبه و سوراخهایش. روی پوزه بندی که خلبان من یادش رفت بندش را بکشد. روی سیاره ای که می شود یک روز 44 بار غروب را در آن نگاه کرد. یک روز خیلی غمگین. من روی شازده کوچولویی که جواب هیچ سوالی را نمی داد تعصب دارم. پس مواظب باش!

به هم که می رسیم می گوییم مرا اهلی کن. بعد از مراسم اهلی کنان هم چشم تنگ می کنیم و ناز می کنیم که: تو مسئول گلت هستی! و این انگار یعنی که ما اهل اهلی کردنیم، اهلی شده ایم و شازده کوچولو را هم خوانده ایم ضمناً. فقط می خواهم یادت بیاندازم که نه! نیستی! نشده ای و خوب هم نخوانده ای این درس را.

…شازده کوچولویی بود که عاشق گلش بود. گل سنگ دلش که به خارهای کودکانه اش می نازید و با زبانش زخم می زد، نه خارش. گلی که اهلیش کرده بود و فراریش. میانه فرارش و قصه اش رسید به روباهی که می خواست او اهلیش کند و او اهلیش کرد و ما انگار خیلی خوشمان آمده از این لحظه میان این قصه. زوزه می کشیم که اهلیمان کن! و احساس اهلی شدگی که کردیم سفت می چسبیم یقه را که کجا؟ تو مسئول گلت هستی!

روباه می خواهد که اهلیش کنند. راه اهلی شدن را هم خودش می گوید. و اهلی می شود. شازده کوچولو وقت خداحافظی اشکهای روباهش را می بیند و می گوید: پس اهلی شدن هیچ برای تو خوب نبود. و روباه می گوید چرا! برو گل های سرخ را تماشا کن! و شازده کوچولو تازه می فهمد که آنها هیچ نیستند پیش گلش، چون شبیه روباهند وقتی تازه با او آشنا شده بود. و روباه رازش را می گوید: اون چه گل تو رو این قدر مهم کرده، عمریه که به پاش صرف کردی. تو مسئول گلت هستی!

تو مسئول کسی هستی که اهلیت کرده، دیوانه ات کرده، مسافرت کرده. گلی که شازده کوچولویی را اهلی کرده. شازده کوچولویی که روباهی را اهلی کرده و خلبانی را و مرا و شاید تو را. فکر کن به این. تو مسئول کسی هستی که اهلیت کرده. تو مسئول گلت هستی، نه روباهت. این را من نمی گویم. این اتفاقاً آخرین جمله روباه بود وقت خداحافظی. اهلی کردن کاری ساده و از سر خوشی نیست. چرا می خواهی اهلی شدن باشد؟ واقعاً چرا؟ وقتی اهلی کردن درد دارد، چرا اهلی شدن نداشته باشد؟ اون چه مهمه، چیزیه که دیده نمی شه. یادت نره!

نوشته شده توسط فرجام

آوریل 11, 2009 در 9:17 ق.ظ

ارسال شده در ترانه

7 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. تا حالا قضیه رو با این دید ندیده بودم

    اما اگر اینطوری باشه که خب همش معشوق در نازه و عاشق در نیاز

    رابطه یه طرفه مثل رانندگی تو جاده یه طرفه ست

    خسته کننده می شه

    هیچ چالشی نداره

    من فکر کنم گل های اهلی کننده هم مسوول شازده کوچولوها می شن

    تا گل دلش نخواد که شازده کوچولو اهلی نمی شه

    اگر روباه می خواست و شازده کوچولو نمی خواست که روباه رو اهلی کنه، بازم قصه همین می شد؟

    به نظرم نمی شد

    .
    .
    .

    نازلی

    آوریل 11, 2009 در 12:34 ب.ظ

  2. شاید همیشه روباهی لازمه تا معنای گل و مسئول بودن معلوم شه.

    آورا

    آوریل 11, 2009 در 6:41 ب.ظ

  3. :)
    Hezaar nokteh e baariktar zeh mou injaast, haaji, Shaazdeh.

    katbalou

    آوریل 11, 2009 در 11:11 ب.ظ

  4. سلام , خوب هستین شما؟ یه سوال داشتم. این جریانبسته شدن سایت آلوچه خانم چیه ؟ نمیشه یه کاریش کرد بد جور بهتون عادت کردیم.موفق باشین. خسته نباشین

    ——————-

    فرجام: سلام از بنده است. شما خوبین؟ خانواده خوبن؟ جریانش اینه که فیلتره دیگه. چرا فیلتره رو هم اونی که کرده می دونه. اینجا هم فیلتره. البته برای نوشتن. یه وقت دیدین اینجا هم نبود. ایشالله که درست می شه حالا. سلامت باشین

    شهرزاد

    آوریل 14, 2009 در 10:36 ق.ظ

  5. سلام
    حالا مطمئنين شما مراقب گلتون هستين؟
    هيچ خبري دارين ازش؟
    مي دونين چه حال و روزي داره؟
    بادي، طوفاني، بوراني چيزي شاخ و برگاشو نشكونده؟
    خاري به دست و پاش نرفته؟
    مراقبش باشين
    الان به كمك شما نياز داره اون گل كوچولو
    سردش شده، خيلي زياد
    باداي ناموافق دارن از پا درش ميارن : (

    يه غريبه

    آوریل 23, 2009 در 11:53 ب.ظ

  6. مدتهاست غیبت دارم فرجام عزیز اما دلیل بر این نیست که فراموش کردم مشکلات ریز و درشت کاری بدجوری امانم را بریده اما خواندن پست قبلی درباره عید بدجوری دلنشین بود . یک جوری نسل ما خاطراتی دارند(نمیدونم نسل بعدی هم همین حس را دارند یا خیر ) که وقتی تعریف می کنند انگار مشترک بوده !
    آلوچه خانم و باربد قندی را سلام فراوان برسان فکر کنم به زودی برای دیدار چترهایمان را باز خواهیم کرد.

    وفا

    آوریل 25, 2009 در 7:58 ق.ظ

  7. عاشق شازده کوجولو هستم!
    اولین وبلاگی هستین که می شه امیدوار بود خیلی خوشحالم کردی ممنون
    تا ابد شاد باشی

    الهام

    نوامبر 14, 2009 در 9:34 ب.ظ


پاسخ دهید